حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
6
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
اشتباه كتابه موحده كنايه از يا و فوقانى از تاء مثلثه از تاء تحتانى از يا و كذلك نقط مهمله اشاره بادوات خاليه و كلمه معجمه ايما بحروف منقوطه مقرر نمود و اين نسخهء صحتبخش را بفصول الاعراض كه بتخرجه نام بدى « 1 » هم تاريخ اتمام اوست موسوم فرمود رباعى اين نسخه كه شد رشك ؟ ؟ ؟ فراويس و رياض ؟ ؟ ؟ درافكنند ز سيرش آنى اعراض شد نام بدى چو خارج از وى گفتا هاتف تاريخ او فصول الاعراض لمعول از علماى نصفت شعار و حكماى عالىمقدار آنست كه چون بر سهو و نسيان اين سراپا عصيان اطلاع يابند اگر باصلاح نكوشند بذيل لطف و كرم درپوشند و اللّه ولى التوفيق و عنه الوصول الى طريق التحقيق اما مقدمه مشتملست بر سه فائده فائده اوّل در بيان معنى مرض و عرض و اقسام آنها مبنى بر دو قسم قسم اول در ذكر معنى مرض و اقسام وى مخفى نماند كه [ قسم اول ] مرض بفتح ميم و راء مهمله و سكون ضاد معجمه عبارت از حالت غير طبعيه بدن انسانست كه به سبب آن آفت در همگى افعال يا بعض آنها بوجوب اولى واجب شود و قيد اولى احترازى بنا بر اخراج سببست و تعميم افعال در تعريف مرض على ما اختاره رئيس الجماعة و اتباع وىست چه نزد وى بودن جملگى افعال بر مجراى طبيعى در صحت شرطست و تقابل در صحت و مرض تقابل عدم و ملكه و على ما تقرر فى مقره از شان تقابل موسومست كه ميان وى واسطه نباشد و فاضل الاطباء جالينوس بمأوفية تمامى افعال در مرض و بر مجراى طبيعى بودن همه آنها در صحت معترف گشته و باثبات حالة ثالثه فيما بين صحت و مرض كه در ان بعض افعال سليم و بعض ديگر سقيم بود در پيوسته پس تقابل فيما بينهما بنا بر مذهب وى تقابل متضاد كه از خواصش بودن واسطه در ميان ويست باشد و اطلاق لفظ حال اگرچه در عرف عام بر هر عارض مشتهر گشته اما در عرف خاص اطبا مخصوص به صحت و مرض و حالة ثالثه است هذا اكنون بايد دانست كه فاضل ؟ ؟ ؟ تعسراى نوشته كه احساس ضرر افعال در بودن حالة و غير طبيعى مرض شرطست و مولانا نفيس نظر بر امثال سكته و اشتباه قولنج احساس ضرر را اعم از احساس مريض و غير آن نموده و بالجمله ضرر افعال يا تغيرست يا نقصان يا بطلان و تغير اگر بر يك وتيره نبود تشويش گويند و پوشيده نماند كه مرض اگر از اجتماع دو مرض يا زياده از ان بهم رسد و به اسمى خاص كه بر اجزايش اطلاق آن اسم نتوان كرد و بعلاجى مخصوص بود مانند ورم كه تركيبش از سوء مزاج ماوى و تفرق اتصال و مرض التركيب مركب نامند و اگر نه چنين بود مفرد خوانند و مرض مفرد بنا بر اولية عروض وى باعضاء بسيطه يا آليه يا هر دو به سوء المزاج و مرض التركيب و تفرق الاتصال منقسم شود
--> ( 1 ) اى صدى